چه جرعه های نازنینی
تو شربت سکنجبینی!
لب تو خوشه ی تمشک است
شکفته توی ظرف چینی
مرددی و مطمئنی
نه از شکی ، نه از یقینی
تو داغ داغ داغ داغی!
نه این که مرکز زمینی؟
امیدوارم از لب من
همیشه روی خوش ببینی!
در مردمک هایت دو تا سنجاب مشکی
با چشم های مخمل بی تاب مشکی
تصویری از باران تند مرمری بود
آن پلک ها در چارچوب قاب مشکی!
خورشید زردی بود پشت ابر آبی
با من قدم می زد درین مهتاب مشکی
احساس می کردم خودم را دوست دارم
نیلوفرم گل کرده در مرداب مشکی
نزدیک شد تا گردنم ، بوسیدم آرام
لب های گرم ماه در یک خواب مشکی!
۱)
از شانه های مهربانت می روم تا ماه
من نیستم پیشت ، که تو خوابیده ای با ماه!
این شیر شیرینی که طعم آسمان دارد
یا از لب تو می چکد روی لبم یا ماه
هفت آسمان را ، تا بیایی تو ، قرق کردند
قربانی چشم تو کرده نور خود را ماه
یعنی خدا تنها دو تا مخلوق گل دارد
روی زمین چشم تو و ، در آسمان ها ، ماه !
....
**
۲)
قندم ، که نشسته ام به پای چایت
لیمو بچکان به لحظه های چایت
فنجان مرا ببر به خواب لب هات
تا دم بکشم من از هوای چایت
تا توی تن سپید تو داغ شوم
مز مزه بکن مرا به جای چایت...
....
**
پشت چنار ، اول یک کوچه باغ بود
در خانه ی خیالی ما یک اتاق بود
گنجشک روی پرده ی مان لانه کرده بود
در تنگ روی میز ، صدای کلاغ بود
درها همیشه باز و من و تو کنار هم
کاناپه از تماس من و عشق ، داغ بود
شب از خیال خلوت ما دوش می گرفت
صبح از طلوع خنده ی ما سردماغ بود...
...
**
چگونه صبح شود امشبم بدون شما؟
گذشته از چهل امشب تبم بدون شما
عروس بوسه و ماهم ولی ببین امشب
هوای بوسه ندارد لبم بدون شما!...
...
امروز از زمین و هوا بوسه می چکد
از دست های خوب خدا بوسه می چکد
تو توی حرف های درگوشی منی
از گوشواره هام چرا بوسه می چکد؟
تو روی دست هام کمی مکث می کنی
از دست هام تا به کجا بوسه می چکد!
گوشم نبوده هیچ بدهکار حرف هات
تا از لبت به جای صدا بوسه می چکد
دارم تمام راه تو را فکر می کنم
از پشت فکرهام تو را بوسه می چکد...
...
**
می دوم دنبال آهوهات
مثل ببری لای بازوهات
مثل گندمزار بارانیست
آسمان برفی موهات!
روی چشمم سایبان دارد
آفتاب پشت ابروهات!...
...
**
۷)
یک ماه دارد از خم بازوت می رسد
از دور بوی بوسه ی لیموت می رسد
سیب از هوای پیرهنت پخش می شود
از لمس دست های تو شاتوت می رسد!..
...
**
پروانه هی می آمد و پرواز می کرد
تا گربه ای که توی چشمت ناز می کرد
گنجشککت بودم که هی آن گربه ی هیز
سر می رسید و بال من را باز می کرد...
...
**
پر زدی در آسمان هایی که قبل از من...
گم شدی توی دهان هایی که قبل از من...
یک زبان تازه با من کشف خواهی کرد
دور می ریزی زبان هایی که قبل از من...
من جهان تازه ای هستم که می میرم
از حضورت در جهان هایی که قبل از من...
کاش با من مهربان تر ، یارتر بودی
یار تر حتا از آن هایی که قبل از من...