دعا کن این قفس از آسمان من برود
نیافریده شدن از جهان من برود!
دعا کن آب در آیینه محترم باشد
کلام مردن ماه ، از دهان من برود
دعا کن این نفس غرق در شکوفه ی سیب
به خواب باغچه ی نیمه جان من برود!
خدا بهار شد و توی گوش باران گفت:
" مباد ابر تو از آستان من برود!
مباد بنده ی این گنبد کبود شوی
کلاغ عاشقت از داستان من برود"
تو حرف اول روزی، تلفظت صبح است
نخواه رمز شبت از زبان من برود
اگر دعا نکنی شاید این دقیقه ی بکر
تلف شود، بپکد ، از زمان من برود!