تبليغاتX
کو
 

 

 

امسال، شاید، سال ما باشد!

 

 

 

 

 

 

+ شعر . حدیث لزرغلامی .

 

 

همراه شو عزیز

کاین درد مشترک

هرگز جدا جدا

درمان نمی شود!

 

 

+ شعر . حدیث لزرغلامی .

 

این هم از غزل اول. تعبیر " آدمفرشته" که درین غزل آمده وام گرفته از نام بلاگ دوست شاعر نادیده ام حسین غیاثی است که اجازه ی مجازی کاربرد تعبیرش را همین جا از حضورش می گیرم.

دوم این که تیتر این پست از "حسن کچل" زنده یاد علی حاتمی می آید که تا به حال ندیده بودمش و از پریشب تا حالا دارم مدام می بینم و سیر نمی شوم...نمی توانم بگویم گل سکانس هایش کدام است آن قدر که سکانس خوب دارد. از دست ندهیدش.

***

روز  ِ بدون ِ تو، شب ِ بی ماه و ململ است

خورشید، سر نمی زند و ابر، تنبل است

 

یک دختر قشنگ ، بدون خیال تو

خوابش پر از سیاهی و روحش معطل است

 

بی تو، جهان ، دری وری و صبح، بیخودی است

بی تو درخت ، روی زمین، حرف مهمل است

 

خوابی که بی تو دیده شود خواب خوب نیست

کابوس گریه های بلند و مفصل است!

 

معشوق تو هنوز به دنیا نیامده!

آدمفرشته ای که لباسش مبدل است

 

معشوق تو که مردی از ایثار و خواهشی

ترکیب بی رقیب ِ زن و روز و مخمل است

 

من عاشق ِ دهن کجی ِ نازکانه ام

انگار عشق من به تو یک جور کل کل است!

 

+ شعر . حدیث لزرغلامی .