تبليغاتX
کو
 

 خودم را با درخت ها مقایسه می کنم

جوان مانده ام!

          و با خورشید...

پیر شده ام!

*

تنها هستم

دو تا بلیط تئاتر می خرم

و به سینما می روم

*

خودم را با تو مقایسه می کنم

دیوانه ام

          و با خودم...

قابل مقایسه نیستم!

  

+ شعر . حدیث لزرغلامی .

 

 نمی خواهم

در باد زندگی کنم

در باران غذا بخورم

در طوفان

        بخوابم

               با تو!  

 نمی خواهم

توی بغل تو

تاب

بخورم

زمین

بخورم

بغضم را !

 

 من زنی هستم

 که هیچ کجای دنیا را ندیده

و جهانی در او زندگی می کند!

 

+ شعر . حدیث لزرغلامی .

 

 

تو آبروی آسمونو بردی

خوشگلی رنگین کمونو بردی

 

یه گله خاطره ، سرت سواره

زندگیم از ندیدنت بهاره!

 

تو گربه ای ، ولی چشات سگ داره

نصفه شبای بوسه هات سگ داره

 

واق واق چشماتو همه شنیدن

چنگول تیز گربه هاتو دیدن

 

تو شنگولو منگول ما رو بردی

حبه ی انگورو تو سرپا خوردی!

 

هر جا نشستی آسمون سیا شد

قلب خدای مهربون سیا شد

 

فرشته ها زود آب قند آوردن

گریه ی جبرئیلو بند آوردن

 

چشات به گل می افته بی رنگ می شه

به شاپره دس بزنی سنگ می شه

 

تو ،  روح شعرو از غزل می گیری

بازی رو از اتل متل می گیری!

 

طعم گس اسم تو ، تو هوا هست

تو دس نوشته های خیلیا هست!

 

قدم نزن ، نذار زمین بپوسه

نشین که صندلی تنش بسوزه

 

نخواب که رویا با تو در به در شه

بیدار نشو که زندگی هدر شه

 

دس به قلم نبر ، قلم بمیره

نذار الفبا نفسش بگیره

 

تو خوب بشو نیستی ، دلت چروکه

یه دنیا پسته اس لبات که پوکه

 

چترتو ، تو زمین من وا نکن

با هیچ کسی اینجوریا تا نکن

 

هر جا بری معدن گوشت و دنبه س

هوای خوبش آسمون قرمبه س

 

بارون کنار تو مث تگرگه

گرگ عزیز ، توبه ی گرگه مرگه!

 

 

 

+ شعر . حدیث لزرغلامی .