۱)
زن عجیبی بودم
که می توانستم
ساندویچ شیر و گردو درست کنم
و طوری خواب تو را ببینم
که تعبیر نشوی!
این طور بود که توانستم از تو فرار کنم
با ساکی
پر از اسکلت معشوق های قبلی ات!
۲)
من
زنی شکارچی ام
شب ها توی بغل تو می خوابم
و صبح ها
در جنگل بیدار می شوم!
دنبال خرس می گردم
و پروانه شکار می کنم!
شب ها که به خانه می آیم
تو هنوز از اداره بر نگشته ای
تیر و کمانم را می گذارم زیر تخت
و اتاق بچه ای را آماده می کنم
که در راه است!
۳)
تو
هیچ کاری برای من نکردی
جز این که چاقویی را که توی پهلویم فرو رفته بود، دربیاوری
بشویی
و دوباره بگذاری سر جایش
همان جا
درست در پهلوی راستم!